سيد جلال الدين آشتيانى
23
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
بر كتاب اسفار صدر المتألهين و خاتم المحققين در دست دارد و تصميم دارد كتاب اسفار را با اين حواشى چاپ كنم و اين نكته نيز مسلم است كه حواشى محقّقانه حكيم سبزوارى جاى خود را دارد ، و از اين حواشى بىنظير نمىتوان چشم پوشيد « 2 » و اگر بتوانيم حواشى بيشترى از آخوند نورى كه مثل الماس مىدرخشد ، بدست آوريم « نور على نور » خواهد شد . كتاب فصوص ابن عربى ( م 638 ه ق ) در عرفان نظرى تالى ندارد ، بر اين اثر بىنظير بالغ بر - 112 - شرح به عربى و فارسى و تركى نوشتهاند كه برخى از اين شروح و تعاليق در كتابخانههاى مهم و معتبر دنيا بطور متفرّقه و تمامى اين نسخ و كثيرى از نسخ ديگر عرفانى منحصر بفرد در كتابخانههاى كشور اسلامى تركيه نگهدارى مىشود خداوند نيامرزد ، نظامى متحجّر غربزده مصطفى كمال پاشا موسوم به آتاترك را كه زبان و ادبيات و معارف مردم تركيه را با تغيير خط بباد فنا داد « 3 » علاوه بر تعاليق و شروحى كه در مقام بيان مقاصد شيخ اكبر نوشته شده است ، جمعى نيز كتب متعدّد بر ردّ افكار او نوشتهاند و يا در ضمن نوشتههاى خود كلمات او را مورد انتقاد قرار دادهاند ، و كثيرى از اعلام نيز در مقام دفاع از افكار شيخ اكبر ، رسائل و كتبى نوشتهاند و جمعى نيز در ضمن تحقيقات مباحث عرفان از اشكالات مخالفان جواب دادهاند . عثمان يحيى دانشمند معروف سورى در مقدّمه بر « نصّ النصوص » عارف محقق سيد حيدر شيعى آملى كليهء اين آثار را مورد بررسى قرار داده است . عثمان يحيى چندين برابر از آنچه كه ارباب تراجم از آثار علمى ابن عربى ضبط كردهاند ، از وى آثار علمى پيدا نموده ، و كتابى مبسوط در اين باب نوشته كه انسان متحير مىشود كه يك مرد محقّقى كه به يك معنى ، پديدآورنده و عرفان نظرى بسبك آثار او و پيروانش مىباشد ، چه اندازه مىتوانسته است كار كند و بطور مسلّم از هيچ مؤلّفى به اندازه وى اثر علمى باقى نمانده است و پركارترين استاد و والاترين دانشمند
--> ( 2 ) - اميدوارم بتوانم به همين زوديها اين كتاب بىنظير را تحويل چاپخانه دهم . ( 3 ) - در ايران نيز اين زمزمه كه ناشى از نيّات ناپاك برخى از مستفرنگها و جمعى از سادهلوحان مىباشد مدتى در محيط ما نيز شنيده مىشد و بقول استاد دانشمند مرحوم مجتبى مينوى اگر اين نيّات ناپاك جامهء عمل مىپوشيد ما بكلّى آنچه را كه طىّ قرون و اعصار بدست آوردهايم از دست مىداديم و هويّت خود را مىباختيم .